مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

169

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

درآمدم و از ايشان دربارهء نام آفريدگار در كتاب ايشان پرسيدم . پس ايشان صحايفى بيرون آوردند كه عقيده داشتند « ابسطا » است و آن كتابى است كه زردشت بر ايشان آورده و به زبان خويش براى من خواندند و تفسير كردند به مفهوم فارسى خودشان كه : « فيكماز هم بهسته هرمز و بشتاسبندان فكما زهم رستخيز » [ 1 ] گويند هرمز همان بارى تعالى است به زبان ايشان و بشتاسپندان ملائكه‌اند و معنى رستخيز اين است كه « نابود شد پس برخيز » ( فنى فقم ) و سخن ايرانيان به زبان درى : خذاى و خذاوند و خذايگان . و از بسيارى شنيدم كه در تأويل آن مىگفتند : « خذست و خوذ بوذ » يعنى او به ذات خود است . هيچ به وجود آورنده‌اى او را موجود نكرده . و هيچ محدثى او را ايجاد نكرده است . و سخن هند و سند : شيتا و ابت و مهاديو و نامهاى بسيار جز اينها كه خداوند را به كارهاى ويژهء او وصف مىكنند . و سخن زنگيان : ملكوى و جلوى كه گويند معناى آن پروردگار بزرگ است . و سخن تركان : « بير تنكرى » كه مقصودشان پروردگار يگانه است و بعضى عقيده دارند كه تنكرى نام سبزى آسمان است و اگر چنين باشد كه گفته‌اند ، ايشان به معنى مقصود از الهيّت ايمان آورده‌اند امّا در صفات شك كرده‌اند . و بعضى گويند تنكرى آسمان است و نام خداوند در نزد ايشان « بالغ بايات » است كه معنى آن « بىنياز بزرگتر » است . و سخن روميان و قبطيان و حبشيان و بلاد نزديك به ايشان به زبان سريانى ، چرا كه عامّهء ايشان نصارايند : « لاها ربا قدّوسا » و ميان سريانى و عربى ، جز در اندكى حروف ، تفاوتى نيست . گويى زبان سريانى از عربى گرفته شده و زبان عربى از سريانى . و سخن يهود به زبان عبرانى : ايلوهيم ادناى اهيا شراهيا . و معنى ايلوهيم « الله » است و آغاز تورات : « بر شيت بارا ايلوهيم » مىگويد : « نخستين چيزى كه الله آفريد . » اين است آنچه بخش بزرگ امتها و نسلهاى اهل كتاب و جز ايشان برآنند . امّا دسته‌هاى پراكندهء مردم گمناى اقليمها ، كيست كه به زبانهاى ايشان احاطه داشته باشد مگر آن كه ايشان را آفريده و زبانها را بديشان بخشيده است .

--> [ 1 ] صاحب بيان الاديان ، ( چاپ هاشم رضى ، ص 5 ) اين عبارت مؤلف ما را بدين گونه نقل و تفسير كرده است : « و در تاريخ مقدسى آورده است كه در پارس آتشگاهيست كه آن را قديم‌تر دارند و در آنجا كتابى است كه زردشت بيرون آورده است به سه باب زند و پازند و اوستا و ابتداى آن كتاب اين لفظهاست : فى گمان هى رستخيز هى به هستى هرمزد و امشاسپندان . معنى اين لفظها آنست : بىگمان باش به روز رستخيز و بىگمان باش به هستى ايزد تعالى و فريشتگان او . »